آیا کم‌رنگ شدن عشق اول در زندگی زناشویی یک مشکل و فاجعه است؟

آیا کم‌رنگ شدن عشق اول در زندگی زناشویی یک مشکل و فاجعه است؟

تعهد پایدار

ما به هنگام ازدواج تعهد می کنیم که همواره به همسرمان عشق بورزیم و به او وفادار باشیم. اما در همان هنگام نیز باید به یاد داشته باشیم که این تعهد شامل سال های آینده که احساس عاشقی روزهای نخستین آشنایی ما رنگ باخته است نیز می شود. ما به هنگام ازدواج باید بدانیم که  احساس «من بدون او یک لحظه نمی توانم زندگی کنم» تا ابد ماندگار نیست، کم رنگ شده و یا از میان می رود. فقدان احساس عاشقی دیر یا زود برای هر زوجی اتفاق می افتد. اما نباید از وقوع چنین چیزی وحشت داشت.

عشق همواره خود را به یک شکل نشان نمی دهد. عشق در طول زمان ارتباط، رشد می کند، تغییر می یابد، کاهش می یابد و با خدشه دار می شود. آنهایی که چنین چیزی را می دانند و واقعیت آن را می پذیرند به احتمال زیاد در ایام دشوار زندگی نیز همچنان در کنار همسر خود باقی می مانند و پاداشی بسیار بیشتر از ترک خانه و زندگی میگیرند. 


مرحله آغازین عاشقی

هنگامی که دو فرد جذب یکدیگر شده و عاشق یکدیگر می شوند، در واقع نشاط و سرخوشی آنها ناشی از ترشح هورمون های نورو شیمیایی مغز است. هورمون هایی که آنها را خوشحال و شادمان در کنار یکدیگر نگاه می دارد. در این مرحله از عاشقی که مرحله رومانتیک نامیده می شود، هر یک از این دو مرغ عشق به نقاط مثبت یکدیگر توجه داشته و نقاط ضعف یکدیگر را نادیده می گیرند. همچنین هورمون های ترشح شده از مغز سبب می شود که افراد عاشق گذشت و توجه زیادی نسبت به عشق خود نشان دهند. در نتیجه افرادی که عاشق می شوند همواره نقاط مثبت خود را به نمایش گذاشته و تنها به نقاط مثبت عشق خود توجه می کنند. نقاط مثبتی که حتی می تواند وجود خارجی نداشته باشد.

آیا چنین روزگاری را به یاد می آورید؟ روزگاری که ساعت ها در حالی که لبخند بر لب داشتید به عشق خود خیره می شدند. روزگاری که یکسره به او و لحظات خوشی که می توانید با هم داشته باشید فکر می کردید.


مرحله میانی عاشقی 

همچنان که زن و شوهر درگیر وظایف روزمره زندگی می شوند، به تدریج آن روزهای آغازین عشق رومانتیک و مملو از شور و اشتیاق از یادشان می رود و در صورتی که آنها دوره آموزشی ازدواج را نگذرانند، بعید به نظر می رسد که بتوانند دوباره آتش عشق را در زندگی خود بیافروزند.  

پس از مدتی همه چیز به تدریج تغییر می یابد. چیزهایی مانند گریه کودکان، ناکامی های شغلی، قبوض پرداخت نشده، ترکیدن لوله آب و امثال آن موجب می شود تا آتش آن عشق رومانتیک، رو به خاموشی رود.

تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد با گذشت زمان حرارت عشق کاهش می یابد. اما احتمالا کسانی که مدتی است ازدواج کرده اند نیازی به داشتن نتایج این گونه تحقیقات ندارند. آنها به خوبی تجربه کرده اند که به موازات آنکه عطش جنسی رو به کاهش می گذارد، زوجین وارد مرحله انتقالی می شوند. اگر آنها آمادگی ورود به چنین مرحله ای را نداشته باشند، ممکن است آینده روابط آنها مورد تهدید قرار گیرد. بسیاری از اختلافات شدید زناشویی در این مرحله رخ می دهد.

غالبا در این مرحله است که زوجین به هنگام بحث و مرافعه با یکدیگر به فکر جدایی می افتند و به اشتباه احساس می کنند که در انتخاب همسر درست عمل نکرده اند. آمارها در ایالات متحده نشان می دهد که بیشترین آمار طلاق در اولین سال و بعد از آن در دومین سال و بعد از آن در سومین سال پس از ازدواج رخ می دهد. تجربه حرفه ای نشان داده است که ازدواج های رضایت‌بخش و پایدار تنها فرق شان با ازدواج هایی که در چند سال اول از هم می پاشد این است که در این ازدواج زوجین می دانند که چگونه در لحظات سخت زندگی نیز همچنان در کنار هم بمانند و به یکدیگر عشق بورزند.

هنگامی که مرحله عشق رومانتیک رو به اتمام می گذارد، زوجین خردمند وحدت و پیوستگی عمیق تری را میان خود ایجاد و رشد می دهند. چنین چیزی سبب می شود که آنها عشق خود به یکدیگر را برای سالیان دراز تضمین کنند. در این نوع عشق ورزی، مغز برخلاف ترشح هورمون دوپامین در مرحله رومانتیک، آغاز به ترشح هورمونهای ویژه احساس دلبستگی و خشنودی از قبیل وازوپریسین و اکسیتوسین می کند. این نوع عشق پایدار اگر مورد قبول و توجه قرار گیرد، می تواند زوجین را برای همیشه به یکدیگر متعهد سازد.

اگر شما تاب تحمل فروکش کردن احساسات شديد و رومانتیک را ندارید و همواره عشقی رویایی را در خیال خود می پرورانید به احتمال زیاد به هنگامی که به مرحله پایانی عشق می رسید، شدید دچار سرخوردگی خواهید شد. اگر شما با همسرتان به نیمه راه عشق رسیده اید در توقعات خود از رابطه با همسرتان تجدیدنظر کنید و هیچ‌گاه توقعات دوران آغاز آشنایی را از رابطه با همسرتان نداشته باشید. شاید این فکر که رابطه عاشقانه شما و همسرتان به رابطه ای عادی تبدیل شده است، قدری ناراحت کننده به نظر برسد. اما با قدری تلاش آگاهانه می توانید هیجانات آن روزهای آغازین را دوباره به وجود آورید. این چیزی است که پرفسور آرتور آرون استاد دانشگاه نیویورک در تحقیقات خود به آن دست یافته است. تیم تحقیقاتی او دو گروه از زوجین را با یکدیگر مقایسه کردند، آنها به گروه اول گفتند که فقط در طول اتاق قدم بزنند و بالا و پایین شوند. از گروه دیگر، از زوجین خواسته شد که در حالی که یک پای شان از ناحیه قوزک و یک دست شان از ناحیه مچ به یکدیگر بسته شده بود توپی را به جلو حرکت دهند.

پس از این تمرین از هر دو گروه پرسیده شد که در حین این تمرین چه احساسی نسبت به همسر خود داشتند. گروه دوم که یک دست و پای شان به یکدیگر بسته شده بود و کاری را با یکدیگر انجام می دادند نسبت به گروه اول نزدیکی بیشتری نسبت به همسرشان احساس می کردند. در نهایت، محققین نتیجه گرفتند که زوجین می توانند گاهی با تغییر روال معمول زندگی روابط خود را هیجان انگیز سازند.

شما برای احساس پیوند دوباره با همسرتان نیاز به طناب و زنجیر ندارید. تنها صرف غذا در یک رستوران جدید، یا مسافرت به جایی که تا به حال به آن جا نرفته اید، می تواند دوباره باعث ترشح دوپامین در شما شده و شکوه روزهای آغازین عاشقی را بار دیگر به رابطه میان شما بازگرداند.

تحقیقات پیرامون احساس خوشبختی نشان می دهند که شما خودتان سطح خوشبختی خود را تعیین می کنید و در نتیجه قادر هستید که سطح احساس خوشبختی خود و همسرتان را افزایش دهید.

بنابراین، اکنون ببینید چه کار می توانید بکنید که همین امروز و نه خوشبخت فردا، سطح احساس خوشبختی را در رابطه میان خود و همسرتان افزایش دهید. حتی اگر هر دو از رابطه خود خسته شده اید و دیگر مانند روز نخست آشنایی با شور و اشتیاق به یکدیگر خیره نمی شوید، باز هم می توانید تا اندازه ای نشاط آن روزها را تجربه کنید.

آیا طرحی برای این کار در ذهن خود دارید؟ شما می توانید رفتار خوشایندی را که آن روزها در قبال همسر خود انجام می دادید، دوباره انجام دهید. به طور مثال، می توانید مانند آن روزها با دادن یک دسته گل یا یک یادداشت عاشقانه همسرتان را سورپرایز کنید. یا می توانید با پخت غذای دلخواه همسرتان که سال هاست به خاطر بی میلی فرزندانتان آن را نپخته اید، همسرتان را ذوق زده کنید. یا اینکه هنگام تماشای تلویزیون دست روی شانه های همسرتان بگذارید. یا شاید بخواهید با همسرتان به یک پارک، موزه یا تئاتر جدید بروید. اینها چیزهایی هستند که شما می توانید انجام دهید و اصلا به این فکر نکنید که چقدر باید برای آن وقت بگذارید. ارزش آن را دارد.

دانستن یک درک روشن از راه هایی که عشق تغییر می یابد و هر زمان به شکل دیگری جلوه می کند، به شما کمک می کند که سطح احساس عشق، امنیت و خوشبختی را در خانواده خود به حداکثر برسانید. 


مرحله پایانی عشق 

مارک تواین یک بار گفته بود «به نظر می رسد عشق فرارترین چیز است، اما با این حال، پیوسته ترین رشد را دارد. چنان که زوجین پس از گذشت یک ربع قرن از ازدواج شان، می توانند عشق واقعی را درک کنند.»


برگرفته از کتاب رازهای خانواده های خوشبخت
نویسنده دکتر اسکات هالتزمن و ترزا فوی دی جرانیو
مترجم: علی‌رضا کاربخش

مدیریت سایت

مقالات مرتبط