چرا زنان غر می زنند

چرا زنان غر می زنند



چرا غر زدن هرگز مثمر ثمر نیست

دلیل اصلی و مهمی که غر زدن عمل نمی کند این است که درون ساخته آن انتظار برای شکست دیگران است. در حالی که فرد غرزننده امیدوار است صحبت های او قربانیان خود را به عمل را دارد، حرف های او اغلب آنها را دعوت به شکست می کند یا یک واکنش منفی را در پی دارند. اشتباه بزرگ او در روشی است که به مشکل نزدیک می شود. در عوض گفتن، من به عنوان حق خودم توقع دارم... آنها می گویند تو هرگز زباله را بیرون نمی بری، تو در برداشتن لباس خود طفره می روی... آنها با نیش زدن و غرهای کوچک و جزئی با مسأله برخورد می کنند. آنها درخواست های بی اساس و غیر مستقیم می کنند که به شدت مملو از گناه و تقصیر است. درخواست ها معمولا به‌صورت غیر مستقیم که مغز مردان توانایی محدودی برای رمزگشایی آن دارد بیان می شوند، یک مرد در این موقعیت احساس می کند گویی به‌طور مرتب توسط یک گروه پشه گزیده می شود. نیش های کوچکی در همه جای بدنش ظاهر می شود و نمی تواند آنها را با ضربه بزند و از خود دور کند.

من از تو نمی خواهم بیشتر از آنچه که می توانی کار انجام دهی، بردن زباله به بیرون یک مشکل بزرگ نیست تو میدانی... و میدانی که دکتر گفته من نمی توانم اشياء سنگین را بلند کنم... من آخر هفته خود را با ماساژ دادن استخوان هایم گذراندم تا خوب شود در حالی که تو فقط آنجا نشتی و تلویزیون تماشا کردی.

این نوع از غر زدن‌ها بی فایده و بی معنی و در نهایت محکوم به شکست است و یک موقعیت از دست رفته ایجاد می کند. با این روش، غر زدن یک عادت مضر و مخرب می شود که استرس و فشار زیاد، ناسازگاری، آزردگی و عصبانیت ایجاد می کند و ممکن است به راحتی با یک واکنش وحنانه فیزیکی پایان یابد.


بدترین غر زدن ها در کجا اتفاق می افتد؟

غر زدن به ندرت در محیط کاری اتفاق می افتد مگر اینکه فرد غرزننده و قربانی با یکدیگر صمیمی یا خویشاوند باشند. علامت آشکاری که نشان می دهد بين رئيس مرد و منشی او صمیمیت وجود دارد وقتی است که او شروع می کند درباره کارهایی که انجام نداده است و به او نق یا غر می زند.

غرزدن به‌طور کلی درباره توازن قدرت بین دو نفر ایجاد می شود. وقتی یک منشی متوجه می شود که رئیس او کارهای خاصی را انجام نداده است ممکن است خیلی محترمانه به او یادآوری کند یا راحت آنها را برای او انجام دهد. از همه اینها گذشته این کار یک قسمت بزرگ از شغل اوست. اما وقتی او در مقام خود احساس امنیت بیشتری کند و احساس قدرتمندی بیشتری کند ممکن است شروع به غر زدن به رئیس نماید تا کارش را بهتر انجام دهد. در ادامه ممکن است حتی کار به جایی برسد که او احساس کند کارش را بهتر از رئیس انجام می دهد.

در این مرحله غر زدن ممکن است به نقطه اوج خود برسد. او ممكن است ضعیف و بدون قدرت شود برای اینکه شغل او را تصاحب کند اما شاید هم به‌طور ناخودآگاه غر زدن را به‌عنوان روشی برای ضعیف کردن او تصور کند تا طرف مقابل را تا سطح خود پایین آورد و باعث شود که او درک کند.

زنان شاغل که خوشحال هستند و احساس می کنند در کار خود مفید می باشند به ندرت در خانه غر می زنند. زن شاغل وقت یا انرژی ندارد. او معمولا بیش از اندازه دلواپس و نگران تصویر بزرگتر زندگی کاری خود است زیرا می تواند احترامات، تشویقات و پیشنهادات بسیاری را دریافت کند. اگر همسرش در کارهای خانه به او کمک نکند او نیز به شخص دیگر آن را واگذار می کند تا انجام دهد و آن را نادیده می گیرد.

او از موقعیت و مقام و قدرتی که در کار خود دارد حالا جدا می شود. زنانی که دیوانه وار عاشق هستند تمایلی به غر زدن ندارند. آنها هرگز به لباس‌هایی که روی کف اتاق افتاده یا ظروف صبحانه که روی میز باقی مانده توجه نمی کنند.

غر زدن بین افرادی اتفاق می افتد که با یکدیگر آشنا و صمیمی هستند - همسران، شوهران، مادران، پسرها، دخترها. به این دلیل است که فرد غرزننده کلیشه ای یک همسر یا مادر است به افرادی که گرفتار مسئولیت های داخلی هستند و به‌طور کلی برای تغییر زندگی شان به روش آشکار و صادقانه احساس ناتوانی و ضعف می کنند. زن شاغل یک نیروی مادی و معنوی از خود ساطع می کند. زنی که به‌طور مرتب به غر زدن متوسل می شود کسی است که احساس ضعیف بودن و بی قدرتی، ناامیدی و گرفتاری می کند.

او می تواند با عصبانیت به این طرف و آن طرف رفتن خاتمه دهد و بیشتر و بیشتر در یک خشم سردرگم و سرکوبگرانه پنهان شود. او می داند چیزهای بیشتری برای زندگی کردن وجود دارد اما او بیش از اندازه احساس گناه می کند چون پذیرفته است که نقش خود را دوست ندارد. او سردرگم و گیج است زیرا در واقع نمی داند به چه چیزی فکر می کند.

قرن نگرش های کلیشه ای، نگرش های خانواده، مجلات زنان، فیلم ها و پیام های بازرگانی تلویزیون او را درباره نقشی که یک زن واقعی با رفتارهای زنانه ترجیح می دهد یعنی همان همسر و مادر کامل بودن متقاعد کرده است. او پنهانی می داند که استحقاق بیشتری دارد اما درباره تلاش کردن برای زندگی با حقیقتی که او می داند ممکن است اصلا مناسب نباشد شستشوی مغزی شده است. او نمی خواهد که نوشته روی قبرش این باشد: «او همیشه آشپزخانه خود را تمیز نگه می داشت اما نمی دانست چطور یک زندگی بهتر برای خود بسازد.» او اغلب حتی نمی داند احساساتش معمولی، طبیعی و سالم هستند. تحقیقات ما نشان می دهد زنانی که با اهدافشان سازگار هستند بیشتر از ۳۰ ساعت در هفته کار می کنند و کسانی که خوشحالی یکنواختی کارهای خانه و مادر بودن را قبول می کنند به ندرت غر می زنند.


غر زدن می تواند یک فریاد یا اعتراض برای قدردانی باشد

غر زدن علامتی است که یک زن بیشتر می خواهد: شناخت بیشتر از خانواده خود برای آنچه تا به حال به آنها داده است و فرصت های بیشتر برای حرکت به سمت چیزی بهتر.

یک نوجوان غرغرو می گوید: هروقت مادر من کاری انجام می دهد حتما باید به آن اشاره کند، هروقت او ظرف ها را می شوید یا فرش را جاروبرقی می کشد، چند حرف معنی دار کوچک برای جلب توجه خودش هم که شده می گوید. من ترجیح می دادم که او در پایان هر کاری این کار را نکند.

او درباره هر چیز بسیار کوچک به مدت طولانی صحبت می کند زیرا زندگی او مجموعه ای از چیزهای کوچک شده است. اگر همه کاری که شما از صبح تا شب انجام داده اید کارهای جزئی و کوچک و کلیشه ای باشد سخت است که احساس قدرتمندی و اعتماد به نفس داشته باشید. هرکسی می تواند یک فرش را جاروبرقی بکشد. برعکس سربازی که بخاطر دادن جان خود برای رفاه کشور قابل تحسین است، هیچ کس اسم شما را روی یک سنگ یادبود گرانیتی، بخاطر وقف زندگی خود برای رفاه خانواده تان حک نخواهد کرد. هیج جایزه نوبلی برای حفظ آرامش و صلح در خانه وجود ندارد. به این دلیل است که کارهای او آنقدر قدر نشناخته هستند که مادرش برای شناساندن آنها به او غر می زند.


مدیریت سایت

مقالات مرتبط